شناسه : 8160
د., 10/16/2017 - 10:39
نویسنده : adminsemnan
شهید شاخص سال1396 بسیج حقوقدانان

شهید محمد رضا جلالی شهید شاخص سال1396 بسیج حقوقدانان

خیلی مهم است که بسیجیان در عین این که ولایتمدار هستند با داشتن تحصیلات عالی و کاربردی بتوانند در لایه های مدیریتی جامعه مؤثر واقع شوند تا بتوانیم وکیل، قاضی و مدیر ولایی و با تفکر بسیجی داشته باشیم.

به گزارش روابط عمومی سازمان بسیج حقوقدانان؛ فرصتی شد تا در گفتگو با همسر شهید محمدرضا جلالی ابعاد شخصیتی و اجتماعی شهید جلالی را مورد بررسی قرار دهیم.  همسر شهید جلالی در این گفتگو از ابعاد علمی و معرفتی این شهید بزرگوار به همراه چگونگی شهادت آن شهید سخن می گویند.

ضمن عرض سلام و خسته نباشید لطفا در ابتدا یک معرفی اجمالی از شهید بزرگوار بفرمایید.

شهید محمد رضا جلالی معاون لشکر عملیاتی سپاه عاشورا بودند، دانش آموخته مقطع کارشناسی ارشد حقوق خصوصی بوده و در دانشگاه در همین رشته مشغول تدریس بودند، علاوه بر تدریس مشغولیت مهم ایشان مداحی در یادواره های شهدا و مراسمات مذهبی بود، اگر مراسمی به نام شهدا برگزار می شد از هیچ کمکی دریغ نمی کردند. به لحاظ روابط عمومی بالا و ویژگی های اخلاقی و توانمندی ها در قرائت قرآن معمولا در مراسمات سطح شهر اجرا داشتند و در برنامه های عملیات روانی و جنگ نرم نیز فعالیت می کردند.  شهید جلالی به خوش خلقی و رعایت ادب شهره عام و خاص بودند، مخصوصا اخلاق و رفتار خوبی که با بچه ها داشتند معروف بود. با وجود مشغله کاری که داشتند هیچ وقت صله ارحام را ترک نمی کردند و همیشه سعی می کردند حتی به مدت کوتاه هم شده یادی از فامیل بکنند.

آن گونه که ما شنیدیم شهید جلالی مدتی در سوریه در دفاع از حرم حضرت زینب (س) حضور داشتند، در صورت امکان در این مورد توضیح بفرمایید.

 رمضان سال گذشته به سوریه رفت، ایشان بدون اینکه به ما اطلاع بدهد به سوریه رفته بود،  دو روز قبل از اینکه بازگردد گفت که سوریه هستم و برایم دعا کن. تا پیش از آن فکر می‌کردم برای برنامه‌های قرآنی به تهران رفته اما وقتی با شماره ناشناس تماس گرفت متوجه شدم که سوریه است. من با اینکه برایم سخت بود اما هیچ‌گاه اعتراضی نکردم چون می‌دیدم او با علاقه و شور زیادی برای دفاع از اسلام تلاش می‌کند من هم از را همراهی می کردم. طبق تعریف هایی که شهید جلالی داشتند حرم حضرت زینب (س) بسته بود و گرد و غبار حرم را گرفته بود، ایشان با جمعی از رزمندگان وارد حرم می شوند و حرم را غبارروبی می کنند و در آنجا مداحی می کنند.

چه شد که به حج تمتع اعزام شدند؟

محمدرضا عاشق زیارت بود طوری که امکان نداشت ما سالی دو بار را حداقل به پابوس امام رضا(ع) نرویم. یک روز به خانه آمد و گفت که یکی از جانبازان تبریز قرار است امسال به حج برود و می‌تواند یکی را که استعانت مالی دارد، به عنوان همراه با خود ببرد. او که علاقه زیادی به زیارت خانه خدا داشت و همیشه با خود می‌گفت من باید زودتر به حج بروم از این پیشنهاد استقبال کرده بود. البته از من هم پرسید که نظرت چیست؟ که من گفتم: «رفتن به میهمانی خداوند آرزوی هر کسی است، هر جور خودت صلاح می‌دانی». او هم گفت که خوشحالم که در کنار یکی از جانبازان می‌خواهم اعمال حج را به جای بیاورم به نظر من این موهبت و نعمتی است که بعد از مدت‌ها انتظار نصیبم شده است.

روزهای آخری که با هم در تماس بودید، چگونه بود؟

 روز عرفه خیلی حال و هوای خاصی داشت. برایم چند لحظه مداحی فرستاد. حدود ۲۰۰ دقیقه هم به صورت مستقیم مداحی حضرت علی‌اصغر(ع) را گوش می‌دادم. شب عید قربان و فاجعه منا ساعت یک بامداد با هم صحبت می‌کردیم و از حال و هوای آنجا برایم می‌گفت و از من خواست که فردا که رمی جمرات است برایش صدقه دهم چون یکی از سخت‌ترین مراحل اعمال را پیش روی دارد و من هم گفتم برایم دعا کند.

عکس العمل فرزندان شما نسبت به شهادت پدرشان چه بود؟

مصطفی که خیلی کوچک بود، چهار ماهه بود ولی فاطمه وقتی شهید جلالی عازم سفر حج می شدند، خیلی بی تابی می کرد در فرودگاه هم بغض کرده بود، به فاطمه گفته بودیم بابا ۱۰ روز میره حج، چون اگر می گفتیم یک ماه، نمی توانست تحمل بکند، وقتی تلفنی با پدر صحبت می کرد با همون شیرین زبانی خودش می گفت: بابا مکه ۱۰ روز زیاده، ایشونم می گفت من زود برمی گردم.... ولی با همه بی تابی های سفر بابا، خدا به فاطمه صبری داده که دوری پدر را تحمل کند. چند روز پیش می گفت کاش خدا اجازه بده بابا از بهشت کمی بیاد پیش ما، بعد برگرده، چون بهشت جای خوبیه.  در مورد مصطفی هم شهید جلالی موقع رفتن گفتند دعای پدر در حق فرزند مستجاب می شود، در مکه دعا می کنم مصطفی مجتهد بشود. خیلی علاقه داشت مصطفی در این زمینه تربیت شود. تبعیت از ولایت فقیه مهم‌ترین ویژگی اخلاقی همسرم بود/ از مکه هیچ سوغاتی نخریده بود.  یکی از بارزترین ویژگی های محمد رضا تبعیت محض از ولایت فقیه بود. وقتی رهبر معظم انقلاب اسلامی خرید از عربستان را نامناسب دانستند محمدرضا هم از من معذرت خواست و گفت من نمی‌توانم در این سفر برایت چیزی بیاورم هر سوغاتی هم می‌خواهی از ایران می‌خریم. حتی در سفر به مکه به یاد دارم برایم نوشته بود که همراه با کاروان جانبازان به مکه رفتم اما قرار است به بازار برویم که برایم قابل هضم نیست. وسایل همسرم را آوردند؛ همه وسایلش بود اما چون با خودش گوشی را برده بود در بین جمعیت گم شده بود و نتوانستم از اطلاعات و عکس‌های آن استفاده کنم.

از لحظه شهادت شهید اطلاعی دارید؟ 

ما شب قبل در عرفات با هم تصویری صحبت کردیم، صبح عید قربان ساعت ۸:۳۰ و ۹ صحبت کردیم، عکس فرستادند که خستگی در چهره ایشان کاملا مشهود بود. ساعت ۹:۲۰۰ اینترنت و ارتباطمان قطع شد، سیمکارت ایشان دست من بود تماس های مکرری از طرف دوستان و آشنایان می شد که از وضعیت ایشان می پرسیدند. اصلا فکر نمی کردیم که چنین اتفاقی برایشان افتاده باشد، چون ایشان جوان و ورزشکار بودند و دوره های مختلف ورزشی و رزمی را گذرانده بودند. چند شب منتظر شدیم، گفتیم شاید مجروح شده است و در بیمارستانی بستری است، دوازده روز منتظر خبری از ایشان بودیم که اطلاعی نبود. تمامی حرف هایی که در مورد شهادت ایشان گفته اند