بررسی عوامل و پشت پرده های اغتشاشات اخیر در کشور

سردار یدالله جوانی، معاون سیاسی سابق سپاه پاسداران و مشاور نماینده ولی فقیه در سپاه: شکل گیری اعتراضات در تهران و چند نقطه دیگر از کشور مسئله ای است که در خصوص آن شاهد ارائه تحلیل های متفاوتی بوده ایم. برخی آن را پدیده ای اجتماعی و نشان دهنده کاستی های شدیدی می دانند که در لایه های زیرین جامعه وجود دارد و برخی دیگر اساساً آن را یک اغتشاش با سرمننشاء خارجی خوانده اند.

 

علت شکل گیری اغتشاشات در تهران را چه می دانید. برخی بر این باور هستند آن چیزی که در تهران شکل گرفته نمود واقعی مشکلات جامعه نبود. آیا شما بر این باور هستید؟

آن چیزی که مسلم بود این است که مردم نسبت به برخی از امور نارضایتی و گله مندی دارند که منشأ برخی از این نارضایتی ها بر روی دستاوردهای انقلاب سایه افکنده است که می بایست رسانه ها این را هم مد نظر داشته باشند و بین این دو تفکیک قائل شوند.

در کنار این مسائل، مشکلاتی را هم داریم که موجب نارضایتی در بخش‌هایی از جامعه شده است؛که البته این مسئله همواره مورد توجه مسئولین و رهبر معظم انقلاب بوده است. کما اینکه پس از راهپیمایی ۲۲ بهمن سال گذشته ایشان خطاب به مسئولین گفتند که مردم گله‌مند هستند.

از سوی دیگر شکل‌گیری اعتراضات در هر جامعه‌ای امری طبیعی است. شاید در جامعه پررنگ و در جامعه‌ای دیگر کم رنگ باشد، اما به صورت کلی اعتراضات بشری دارای یک فرمول خاص است و می‌توان آن را پیش بینی و پیشگیری کرد.

  میزان نارضایتی در جامعه ما قابل توجه است، یکی از دلایل شکل گیری اعتراضات احساس فساد و تبعیض است

نکته مهم اینجاست که ما مشکلاتی در جامعه داریم که موجبات نارضایتی را به وجود آورده و در کنار آن هم دشمنانی داریم که به جمع‌بندی رسیده اند برای مهار انقلاب اسلامی هیچ راهی جز بی ثبات سازی از درون آن وجود ندارد و مردم را باید در مقابل نظام اسلامی قرار داد. دشمن برای این کار سال‌ها در حال تلاش و برنامه‌ریزی است، از سوی دیگر نقصان هایی در جامعه وجود داشته است و هم افزایی این موارد موجب شده که نارضایتی در سطح جامعه ما قابل توجه باشد.

 برای نظام قابل پیش‌بینی بود که در ادامه راه [انقلاب] با چنین چالش‌هایی مواجه شود و نقشه راهی را هم [برای عبور از مشکلات] ترسیم کرده اما متاسفانه کوتاهی‌هایی از برخی مسئولین و دست اندرکاران در برخی حوزه‌ها به وجود آمده است.

اعتراض چگونه شکل می گیرد؟ وقتی که مردم نیاز و درخواستی داشته باشند و قدرت پاسخگویی به آن وجود نداشته باشد.

 ما امروز نسل جوانی را داریم که بیکار است و وقتی متوجه می شود که نمی تواند شغل آبرومندی داشته باشد به نوعی اعتراض خود را نشان می دهد، این یک بخش ماجرا و مسئله درونی است. از سوی دیگر ما در جنگ اقتصادی هستیم و وقتی دشمن نام تحریمهای خود را «تحریم های فلج کننده» نام گذاری می کند، یعنی به دنبال ایجاد نارضایتی و بهره‌مندی برای خود است. او می‌خواهد این نارضایتی را به سرعت تبدیل ناآرامی و زد و خورد کند.

این نکته را هم اضافه کنم که یکی دیگر از عوامل نارضایتی احساس تبعیض و فساد در برخی حوزه‌ها است.البته باید به این نکته هم اشاره کرد که ما در برخی از حوزه‌ها از بسیاری از کشورها بهتر هستیم اما فساد در هر جایی که باشد قابل قبول نیست به نظرم آنجایی که انقلابی عمل کردیم خوب پیش رفته‌ایم و در آنجا که غیر انقلابی بودیم دچار مشکل شده ایم.

از سوی دیگر باید بین انقلابی و انقلابی نما تفاوت قائل شد. افرادی می‌آیند ژست انقلابیگری می‌گیرند ولی در واقع یک پوششی برای اهداف خودشان ایجاد می کنند. اساساً انقلاب ضد فساد و تبعیض است و شعار آن هم عدالت است. جمله ای مقام معظم رهبری دارند و می فرمایند که اگر شعار عدالت را از جمهوری اسلامی بگیریم در دنیا هیچ حرف دیگری برای گفتن ندارد. این نکته هم در تحلیل اغتشاشات اخیر دارای اهمیت است.

برخی بر این باورند که اعتراضات صورت گرفته در تهران و سایر نقاط کشور وابسته به سرویس‌های اطلاعاتی نبوده است و نمی پذیرند که این پدیده اجتماعی منشاء خارجی داشته است نظر شما چیست؟

گاهی شما افرادی را می بینید که در کارخانه‌ای کار کرده‌اند و به دلایلی آن کارخانه ورشکست و یا دیگر تولیدی ندارند یا افرادی هستند که شاید پنج الی شش ماه حقوق نگرفته باشند. این افراد احتمال دارد که تصمیم بگیرند تجمعاتی در مقابل استانداری یا فرمانداری برگزارکنند و به دنبال احقاق حقوق خودشان باشند و در این تجمع هم احتمالاً به ساختمانی یا بانکی یا پمپ بنزینی هم آسیبی برسد، به نظرم این امر طبیعی است چرا که آنها به نحوی می خواهند توجهات را نسبت به خودشان و به منظور رفع مشکل شان جلب نمایند.بدیهی است که هر فردی آستانه تحمل ای دارد.

 اما اینکه در چندین نقطه کشور یکسری تجمعات شکل بگیرد و شعارهای آنها هم ساختار شکنانه و سیاسی و به دور از جنس مطالبات اقتصادی باشد، این سوال را به وجود می آورد که چه کسی این تجمعات را ظرف چند ساعت و در نقاط مختلف سازماندهی می‌کنند؟ وقتی شبکه‌های اجتماعی همانند تلگرام، توییتر و سایت های خبری را رصد و تحلیل می کنید، متوجه می‌شوید که یک سری افراد در حال سازماندهی و خط دهی هستند؛ یعنی محل‌ها، ساعت ها و افرادی را مشخص می‌کنند تا این اعتراضات ادامه دار باشد و بعد کم‌کم آموزش تخریب و ساخت مواد انفجاری می‌دهند.

از طرف دیگر تولیداتی که در خصوص اعتراضات و ساماندهی آن در فضای مجازی منتشر شده است ۲۶ درصد آن منبع داخلی و ۷۴ درصد آن منبع خارجی دارد. اینکه آقای ترامپ در ۲۴ ساعت ۳ الی ۴ توئیت در حمایت از معترضان و اعتراضات داخلی ایران منتشر می‌کند و برخی دیگر در خارج از کشور می گویند که ما نباید اشتباه سال ۸۸ را انجام دهیم و باید در کنار معترضین به بایستیم نشان دهنده خط دهی از خارج از کشور است.

 لذا این که بگوییم این اعتراضات و سازماندهی خودجوش بوده با آن چیزی که رخ داده و در واقع به وقوع پیوسته در تضاد است و قابل پذیرش نیست.

 جالب است تعداد قابل توجهی از افرادی که در تهران و یا سایر شهرستانها بازداشت شده اند متعلق به محل بازداشت نبوده و آنجا ساکن نبوده اند یعنی از یک شهر به شهر دیگری رفته اند خصوصاً در شهرهای کوچک که اشراف اطلاعاتی وجود نداشته است.

شما تایید کردید که اعتراضات صورت گرفته با سازماندهی سرویس های اطلاعاتی بیگانه بوده است این سوال مطرح می‌شود که چرا سازمان‌های امنیتی داخل کشور از تحولات عقب افتاده اند و نتوانستند آن را پیش بینی کنند؟

نوع سازماندهی متفاوت شده است. زمانی اعتراضات در کف خیابان بود و از همانجا سازماندهی می شد و شما می توانستید افرادی که سازماندهی می‌کنند را شناسایی و دستگیر کنید. اما امروز این سازمان دهی به داخل فضای مجازی رفته است. لذا یکی از دلایل مدیریت فضای مجازی هم همین مسئله است که در فضای مجازی از طریق پیام رسان ها و سایت ها شبکه سازی شکل می‌گیرد و پس از آن اجتماعی می‌شود و شما می‌توانید آن را ببینید.

یکی از نکاتی که در اغتشاشات اخیر تهران به آن اشاره شده این بود که سن افراد بازداشته شده بسیار پایین آمده است شما علت آن را چه می‌دانید؟ آیا سیستم آموزشی، نهادخانواده، صدا و سیما و سایر ابزارهای فرهنگی توانسته اند به وظایف خود به درستی عمل کنند؟

البته این مسئله در سایر حوزه‌ها هم وجود دارد. متاسفانه سن اعتیاد هم کاهش پیدا کرده یا سایر ناهنجاری های اجتماعی که در جامعه وجود دارد. مشکل این است که مسئولین و متولیان امر دچار نوعی غفلت و سهل انگاری در خصوص امور فرهنگی و اجتماعی شده اند و به وظایف خود به درستی عمل نمی‌کنند. چرا رهبر معظم انقلاب به جریان مومن انقلابی فرمان آتش به اختیار دادند؟ چون ایشان سال هاست در خصوص تهاجم فرهنگی فریاد می زنند.

در واقع دشمن در جنگ نرم به دنبال مدیریت افکار افراد است. اینکه مقام معظم رهبری در دهه چهارم انقلاب می گویند دشمن به دنبال اشغال خرمشهر هاست منظورشان خرمشهر زمینی نیست بلکه منظورشان افکار و اذهان است.

در اینجا باید همه دستگاه‌ها فعال شوند، چرا که حقیقت جنگ وجود دارد. در واقع در جنگ نرم دشمن به دنبال چهار مدیریت است.اول به دنبال مدیریت ادراک است یعنی داده ها و اطلاعاتی را که در اختیار مردم قرار می‌گیرد توسط او مدیریت شودباشد بعدی مدیریت افکار و سپس مدیریت احساسات و هیجان و در نهایت مدیریت تصمیم و است. یعنی شما باید بروید و ببینید آن جوان کم سن و سال کجای این فرآیند قرار دارد.

در واقع این مدیریت به نحوی بوده است که یک فرد پرچم کشورش را آتش میزند، البته این ضعف ما و سایر دستگاه‌ها و متولیان هم هست. وقتی به جوانی اینطور القا می‌شود که وضع او خوب نیست و آینده ای ندارد و شناختش هم محدود شده است ممکن است دست به هر کاری بزنند.

هر فردی قبل از ارتباط با فضای مجازی دارای یک ساخت فرهنگی در جامعه و خانواده خود است. پس از ۴۰ سال شاهدیم که نه تنها سن معترضان پایین آمده است بلکه شعارهای ساختارشکنانه ای هم می دهند که سخت است بپذیریم همه آنها معطوف به احساسات بوده است! ایران یک جامعه ۸۰ میلیونی و ترکیب جمعیتی جوانی دارد و همه‌ی افرادی که در اعتراضات حضور داشتند نشان دهنده مختصات اجتماعی جامعه ایران نیستند.

شما مشاهده می‌کنید که سن شهدای مدافع حرم هم پایین است افرادی که در اعتکاف حضور دارند هم سن پایینی دارند، افرادی که در شب های ماه رمضان در مراسمات احیا هم می آیند سن پایینی دارند.

این یک بحث قابل بررسی است که چطور یک فرد متعهد، اهل کمک به هم نوع و مسئولیت پذیر می‌شود و در سوی دیگر فردی هم می‌توانند وقتی وارد اتوبوس می شود به نوعی به آن آسیب برساند و یا در خیابان حرکت می‌کند روی خودروهای مردم خطر بیاندازد.

این ها هر کدام دارای دلایل خاص خود است که باید آن را به خوبی شناخت و بررسی کرد. از سوی دیگر مهمترین اصل برای تربیت یک فرد نهادِ خانواده است و بعد از آن مدرسه، دانشگاه و رسانه‌ها هستند لذا در این مجموعه عوامل غفلت هم صورت گرفته است.

دیدگاه ها

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در وب سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشند منتشر نخواهند شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی نوشته شوند و یا غیر مرتبط با موضوع باشند منتشر نخواهند شد.